Skip to Content

نمایش محتوا نمایش محتوا

یادداشت/ ابوالفضل قاسمی؛


نمی‌دانم چرا آقای مشاور ترسیده‌اید مگر شما باید انتقام شهدا را بگیری؟ مگر تابه‌حال در چرخه انتقام بوده‌اید؟ مگر شهدا برای شما پیغام دادند، انتقام ما را بگیرید؟

به گزارش سرو ابرکوه؛ در پی حادثه انفجار انتحاری در سیستان و بلوچستان و شهادت تعدادی پاسداران کشور، شهروند ابرکوهی در یادداشتی نوشت؛

تقدیم به آنان که به پاسداشت روزهای خونین انقلاب جانشان را فدا کردند
از خوان خون گذشتند صبح ظفر سواران
پیغام فتح دارند آن‌سوی جبهه یاران
در شط سرخ آتش، نعش ستاره می‌سوخت
خون ‌نامه‌ی نبرد است، آئین پاسداران

همیشه فکر می‌کنم بعضی انسان‌ها برای زندگی روی زمین خلق نشده‌اند. آنان که آفریده شده‌اند تا میزان ارادت و اخلاصشان را به معبود به نمایش بگذارند و سپس راهی منزلگاه اصلی‌شان شوند.

آنان که آسمانی‌اند و به زمین و وسوسه‌های دل‌فریبش دل نبسته‌اند، آن‌چنان‌که ما زمینیان دل‌بسته این دنیای خاکی و فریبنده‌اش هستیم و فکر می‌کنیم پایانی ندارد، آنان به پرواز می‌اندیشند و به آسمان. همیشه برای آسمانی شدن آنان راهی هست فرق نمی‌کند جنگ باشد یا صلح. ایران باشد یا سوریه و عراق.

خداوند آنان را گزینش کرده و با ستون‌هایی از نور آنها را به آسمان پیوند داده است و آنها چون پرندگان سبک‌بالی هستند که پرواز را می‌دانند و ما را به عالمشان راهی نیست.

ماییم بال‌وپر شکستگان که رنج پرواز را نمی‌خواهیم و از لذت آن بی‌بهره‌ایم. انگار ما را محکم به زمین چسبانده‌اند و همین است که گاهی به همه‌چیز آنان خرده می‌گیریم، گاهی به زندگی‌شان گاهی  به فیش حقوقی‌شان. گاهی هر چرا بخواهیم بگوییم در قالب آنان مطرح می‌کنیم.

باشد فقط دعا کنیم خدا این ولی‌نعمتان را برای ما نگه دارد تا عقده‌هایمان را سرشان خالی کنیم.

گاهی می‌گویند؛ از انقلاب سهم می‌برند. بگذار با صدای بلند بگوییم... آهای فرزند پاسدار بیا سهم خودت و خانواده‌ات را از انقلاب بگیر. این تکه‌های جسد پدرت سهم توست. می‌گویی کم است، بیشتر می‌خواهی چندتکه ببر.

نکند از مسئولین یاد گرفته‌ای؟ از افرادی که بیت‌المال را می‌برند و سهم خودشان می‌دانند. بگذار همه بدانند فجرانه پدر تو پول نیست، فجرانه پدرت همین چندتکه بدن نیمه‌سوخته‌اش است. چرا بغض می‌کنی سرت را بالا بگیر آسمانیان فجرانه خود را از خدا می‌گیرند.

آنان به حرف‌های ما، کار ما، سهم ما از انقلاب گله‌مند هستند. گریه نکن با صدای بلند بگو سهم تو از این انقلاب شهادت است. بگو پدرت حقوق چندین میلیونی نمی‌گرفت، بگو آهای مسئولین بی‌درد؛ پدرم در مظلومیت تمام سوخت. بگو رفته بود کشور را حفاظت کند، تا من و امثال من فقط سهم خود را از انقلاب بخواهیم. بگو تکه‌تکه شد تا شاید شما از بیت‌المال کمی دل بکنید.

ای سبزپوش سرو قامت، ای همیشه پاسدار انقلاب، کاش می‌توانستیم کمی از دردت را، رنجت را، سوختنت را احساس کنیم و بعد پشت میزهای غرور آور می‌نشستیم. ای‌کاش وقتی سوار ماشین‌های آن‌چنانی می‌شدیم، به‌جای آهنگ‌های غربی، فیلمی از شبانگاه شهادت غریبانه شما را برای لحظه‌ای می‌دیدیم.

نمی‌دانم چرا آقای مشاور ترسیده‌اید، مگر شما باید انتقام شهدا را بگیری؟ مگر تابه‌حال در چرخه انتقام بوده‌اید؟ مگر شهدا برای شما پیغام دادند، انتقام ما را بگیرید؟ باید هم در چرخه انتقام نیافتید، که نکند آسایش شما به خطر بیافتد، نکند سفرها و تفریح‌های شما عقب بیافتد، نکند فرزندانتان از خارج از کشور پیامی برایتان ارسال کرده‌اند؟

آقای مشاور یتیمی را می‌فهمید؟ بی‌بابا بزرگ شدن را حس کرده‌اید؟ اصلاً صدای بیشتر از ترقه شادی شنیده‌اید؟ آیا حاضرید یک روز، فقط یک روز بی‌فرزند بودن را تحمل‌کنید؟ مگر بسیجیان، پاسداران، ارتشیان، نیرو انتظامی مُرده است؟ ما برای همه مردم بی‌کس دنیا پدری می‌کنیم برای بچه‌های خودمان، هم‌رزمان خودمان، پاره‌های تنمان و برای پایمال نشدن خونشان، باور کن تکه‌تکه می‌شویم. ما برای رهبر و مقتدایمان، عزتمان، دینمان، کشورمان، در برابر همه نامردی‌ها خواهیم ایستاد.

آقای مشاور چشم‌ها را باید شست جور دیگر باید دید. شهیدان راه خود را می‌دانند و منتقم خون آنان من و شما نیستیم. منتقم آنها خواهد آمد ان‌شاءالله.

ابوالفضل قاسمی
شهروند ابرکوهی

انتهای پیام/ف




رای شما
میانگین (1 رای)
The average rating is 5.0 stars out of 5.


شهرستان ابرکوه شهرستان ابرکوه

استان یزد استان یزد