Skip to Content

نمایش محتوا نمایش محتوا

ناگفته‌های 19 رزمنده شهرستان ابرکوه در یک کتاب؛


دومین کتاب نویسنده ابرکوهی تحت عنوان «یک هفته در جهنم» بابیان خاطرات تلخ و شیرین رزمندگان شهرستان منتشر شد.

رحیم میرعظیم خبرنگار و نویسنده ابرکوهی در گفتگو با خبرنگار سرو ابرکوه، اظهار کرد : دومین کتاب از مجموعه روایت‌های ماندگار ابرکوه، بابیان 33 خاطره تلخ و شیرین از 19 رزمنده شهرستان، توسط انتشارات فرهنگستان ادب منتشر شد.

وی با اشاره به اینکه یکی از ویژگی‌های «یک هفته در جهنم» خاطراتی است که کمتر درجایی بازگو شده باشد، گفت : داستان‌های این کتاب با عنوان‌های سنجاقک، رودررو، رودخانه غیبی، آفتابه، بی‌نام و بی‌نشان، یک دو سه و... خوانده را با اشک‌ها و لبخندهای رزمندگان ابرکوهی دفاع مقدس همراه می‌کند.

میرعظیم، که بیش از 20 سال سابقه کار خبری را در کارنامه خود دارد، مجموعه روایت‌های ماندگار را با اولین کتاب خود به نام «فرشته یا آدمی» روایت خواندنی زندگی شهید حسین آدمی به تصویر کشید و اکنون «روایت مشتاقی» که مرحله ویراستاری را پشت سر گذاشته، در راه است.

روایاتی تلخ و شیرین از کتاب «یک هفته در جهنم» را در اینجا بخوانید:

عراقی‌ها با ورزش اسرا مشکل داشتند، ولی نوعی نرمش صبحگاهی راه انداختند که صدایش توی اردوگاه پیچید. زمان ورزش که می‌رسید، اخم‌های همه در هم می‌رفت. همه در میدان صبحگاه به‌صف شده و به دو ستون مقابل هم می‌ایستادیم.

سرهای همه پایین بود. از یکدیگر خجالت می‌کشیدیم. بافرمان عراقی‌ها ورزش من‌درآوردی آنها شروع می‌شد. رودررو باید به یکدیگر سیلی می‌زدیم.

****
در یکی از روزهای اسارت تعدادی آفتابه برای دستشویی آوردند. تقریباً بیست روز بیشتر نگذشت که تمام آفتابه‌ها خراب و ازکارافتاده شدند. عراقی‌ها برای بررسی موضوع آمدند. یکی از اسرا به شوخی به آنان گفت: «این آفتابه‌ها خوب نبودند. عراق آفتابه خوب ندارد... ما در ایران آفتابه‌های بهتری داریم.»

عراقی‌ها که درباره کوچک‌ترین مسئله‌ای، نقطه‌ضعف داشتند، از موضوع ناراحت شدند. تا مدت‌ها بحث می‌کردند که آفتابه ایران بهتر است یا عراق؟ بالاخره عراقی‌ها تسلیم شدند و پذیرفتند که آفتابه عراقی مرغوب و خوب نیست.

انتهای پیام/ف




رای شما
میانگین (0 آرا)
The average rating is 0.0 stars out of 5.


شهرستان ابرکوه شهرستان ابرکوه

استان یزد استان یزد